یوزارسیف!
بسم الله
سریال یوسف پیامبر چند شب هست که تمام شده ولی نشد که همان شب این مطلب رو بنویسم. شاید یک کم از حال و هواش خارج شده باشیم. اشکال نداره دوباره وارد میشیم!
این بار سعی کردم با دقت بیشتری و نگاه جدیدتری سریال رو نگاه کنم. خیلی سوال برام پیش اومد... که مجال مطرح کردنش نیست وگرنه دونه دونه میپرسیدم و جواب میگرفتم. برای همین از ریزه کاری ها میگذرم و به اصل قضیه می پردازم...
حضرت یوسف بعد از اونهمه رنج و سختی به خانواده اش رسید و بلافاصله رو به آسمان خدا رو شکر کرد. حضرت یعقوب هم. من بودم کل چهل سال رو شکوه و شکایت میکردم! چرا؟! خب معلومه چون می دونست رسالتی سنگین بر دوش دارد...
گاهی اوقات به خودم میگم شاید علم به حکمت خدا رضایت رو در پی داشته باشه. اما بعدش میگم شاید گنجایش اون علم رو نداریم! (؟) رضایت به رضای خدا ته ته ته خوشبختیه... راضیةً مرضیة... [اللهم ارزقنا]
"خداوند به وسیله ی تو حکومت یکی از صالحان را در گوشه ای از زمین به نمایش گذاشت تا زیبایی حکومت الهی را به آیندگان نشان دهد. صالح موعود که آمد، همه دنیا را چون مردم مصر، هم از گمراهی و فقر نجات خواهد داد، و هم از سلطه ستمگران و زورمندان. همان که نامش سالهاست آرامش بخش لحظه های دشوار زندگی توست. آنگاه که پیامبر خاتم آمد، منجی موعود نیز خواهد آمد. جهان یک حکومت، و منجی موعود حاکم آن خواهد بود. و او عدالت را در سراسر جهان گسترش خواهد داد..."
آقا نوشت:
میدونم خیلی ها بعد از این دیالوگ حضرت یعقوب،
تو دلشون آمین گفتن...